اصلا نمیدونم چی میخوام بگم ؟؟؟؟؟
اصلا نمیدونم واسه چی باید چیزی بگم ؟؟؟؟
میدونم که هیچوقت نتونستم خوب بنویسم اما
دستم با سماجت تمام میخواد قلم به دست بگیره و بنویسه
از چی قراره بنویسم نمیدونم شاید از تو ... از تو که ...
نه... میخوام باز از خودم و از این زندگی بنویسم :
ای کاش ما آدم ها هیچوقت بزرگ نمیشدیم
کاش همیشه تو دنیای بی خیالی خودمون می موندیم
یک زندگی آروم و بی دغدغه ...
زندگی ای که تمام دنیات میشه یه چرخ
که ولش می کنی تو خیابون و
با یه چوب می افتی دنبالش...
اما همینکه بزرگ شدی این زندگیه
که تو رو میندازه توی یه چرخ و
ولت می کنه تو سرنوشت ...
سرنوشت ننوشت ...
گر نوشت بد نوشت ...
اما باور کن سرنوشت را نمی توان از سر نوشت ... |